وكيل در تهران وكيل در تهران .

وكيل در تهران

وكيل دستور موقت


وكيل دستور موقت
در حال حاضر «زمان» نقش بسيار مهم و مؤثري در زندگي افراد دارد، به طوري كه در برخي مواقع اتلاف وقت ضررهاي جبران ناپذيري به افراد وارد مي كند.

در اين راستا يكي از مشكلات مهم رسيدگي به دعاوي حقوقي در ايران، تاخير در رسيدگي به دليل وجود پرونده هاي متعدد در محاكم قضايي است كه اين موضوع را به دغدغه اي مهم براي مراجعه كنندگان به دستگاه قضايي تبديل كرده است. خصوصاً در مواردي كه طولاني شدن دادرسي خسارات جبران ناپذيري به مردم وارد مي كند.

به همين دليل براي رفع اين مشكل در ماده 310 قانون آيين دادرسي مدني قانون دستور موقت وضع كرده است. به موجب اين ماده دادگاه در مواردي كه نياز به تعيين فوريت دارد با توجه به شرايط مندرج در مواد بعدي اين ماده به درخواست ذي نفع دستور موقت صادر مي كند.

در قانون آيين دادرسي كيفري قانونگذار صراحتاً دستور كيفري موقت را ذكر نكرده است، اما در تبصره 1 ماده 690 م. در خصوص ارتكاب جرايم تصرف عدواني، ممانعت از حقوق و مزاحمت، دستور فوري را بيان كرده و مقرر داشته است: مقام قضائي با تنظيم صورتجلسه مجلس دستور توقف عمليات متجاوز را تا صدور رأي قطعي مي دهد.

اما موضوع رسيدگي فوري و صدور قرار موقت آنقدر اهميت دارد كه مورد توجه نهادها و مراجع مختلف حقوقي از جمله ديوان عدالت اداري و حتي ديوان بين المللي دادگستري قرار گرفته است.

تعريف دستور موقت
همانطور كه بيان شد اهميت و ضرورت رسيدگي فوري در برخي امور به حدي است كه قانونگذار را مجبور به تأسيس نهادي تحت عنوان دستور موقت براي جلوگيري از تضييع حقوق مردم كرده است.

دستور موقت عبارت است از صدور دستور رسيدگي فوري بدون رعايت تشريفات قانوني در اموري كه فوريت دارند و تأخير در آن موجب خسارات جبران ناپذيري به افراد مي شود.

رسيدگي فوري به معناي فراهم آوردن شرايط لازم براي اخذ تصميم سريع و فوري قضايي براي جلوگيري از خسارات جبران ناپذير است.

قرار صادره به معناي صدور حكم در ماهيت دعوا نيست، بلكه جنبه موقت دارد و حتي دادگاه در جريان رسيدگي اصلي به ماهيت دعوي مي تواند برخلاف مفاد دعواي موقت حكم صادر كند. سفارش.

به موجب ماده 313 ق.ا. D.M.: درخواست دستور موقت مي تواند كتبي يا شفاهي باشد. درخواست شفاهي در فرم مجلس قيد و به امضاي متقاضي مي رسد.

همچنين به موجب ماده 316 ق.م.د. م: باشد.

شرايط صدور دستور موقت
صدور دستور موقت مستلزم وجود شرايط خاصي است كه طبق قانون از جمله شرايط اصلي آن، درخواست و درخواست ذي نفع است كه به صورت كتبي يا شفاهي قابل ارائه است.

شرط ديگر صدور دستور موقت اين است كه در مواردي باشد كه نياز به تعيين فوري دارد. مرجع صالح براي تشخيص فوريت، قاضي رسيدگي كننده به پرونده است.

با تقاضاي ذي نفع و تأييد فوريت رسيدگي از سوي دادگاه و اخذ تأمين لازم، تعيين پرونده توسط دادگاه خواهد بود.

مواردي كه نياز به توجه فوري دارند
قانون تشخيص فوريت موضوع را به دادگاه واگذار كرده و ضوابطي براي تشخيص فوريت قيد نكرده است. دادگاه ها معمولاً در تشخيص فوريت خسارات احتمالي و قطعي را در نظر مي گيرند. زماني كه ضرر احتمالي غيرقابل جبران باشد، دادگاه دستور موقت صادر مي كند.

به عنوان مثال، مصادره اموال مردم و به مزايده گذاشتن آن از مواردي است كه بايد به فوريت تعيين تكليف شود، چون فروش اموال خسارت جبران ناپذيري به مردم وارد مي كند، با دستور موقت براي رسيدگي فوري، مال از حراج خارج مي شود. ، در جلسه بعدي به ماهيت دعوا بپردازد.

مرجع رسيدگي به درخواست دستور موقت
طبق ماده 311 ق.م.د. م: در صورتي كه موضوع اصلي دعوا در دادگاه مطرح شود مرجع درخواست قرار موقت همان دادگاه است و در غير اين صورت مرجع درخواست دادگاهي است كه صلاحيت رسيدگي به موضوع اصلي دعوي را دارد. .

به موجب اين ماده دادگاهي كه صلاحيت رسيدگي به اصل دعوي را دارد مرجع رسيدگي به تقاضاي رسيدگي فوري است. اما اگر دعواي اصلي هنوز در دادگاه مطرح نشده باشد، درخواست دستور موقت به دادگاهي كه صلاحيت رسيدگي به دعواي اصلي را دارد تقديم مي شود.

طبق ماده 312 ق.د.م: در صورتي كه موضوع درخواست دستور موقت در دادگاهي غير از دادگاه هاي مذكور در ماده 311 مطرح شده باشد، هر چند كه دادگاه صلاحيت رسيدگي به اصل پرونده را ندارد، درخواست اجرا مي شود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۹ فروردين ۱۴۰۲ساعت: ۰۸:۲۵:۱۱ توسط:فرشيد زارعي موضوع: نظرات (0)

رد اتهام تصرف عدواني


رد اتهام تصرف عدواني
تصرف عدواني يكي از اتهاماتي است كه به شخص معيني وارد مي شود كه زيان ديده است و براي رد اين اتهام شخص معين بايد در دادگاه حاضر شود. دفاع از حقوق شهروندي، حقوق كيفري و رد اتهام تصرف عدواني توسط وكيل انجام مي شود.
همانطور كه مي دانيد قانون بسيار پيچيده و داراي مواد فراواني است به طوري كه هر فردي قادر به يادگيري اين مقالات نيست. وكلا از جمله افرادي هستند كه به تمامي احكام قانون آگاهي كافي دارند و آماده دفاع از حقوق مدني و كيفري مردم هستند. ،
در اين مقاله قصد داريم در مورد رد اتهام تصرف عدواني از نظر پرسش و پاسخ توضيحاتي كامل و واضح ارائه دهيم تا در اين مورد اطلاعات بيشتري كسب كنيد. ،
توجه داشته باشيد كه متون شرح داده شده از زبان مجرب ترين وكيل يك دادگاه با سابقه مي باشد. ،

تصرف عدواني چيست و شامل چه اموالي است؟ ،
تملك چيست؟
تملك به معناي تحت كنترل و كنترل شخصي بر اموال شخص مورد نظر است

پرخاشگر بودن به چه معناست؟
عدواني بدون كسب اجازه و رضايت شخص يا بر خلاف قوانين مدني مذكور با زور و اجبار.

مالكيت تهاجمي به چه معناست؟
تصرف عدواني يك امر كيفري است و شخص متضرر حق شكايت به دادسرا و دادگاه را دارد. ،

تصرف عدواني شامل چه اموالي است؟
تصرف عدواني شامل كليه اموال غيرمنقول از قبيل املاك، زمين و ... مي شود و شامل اموال منقول مانند اتومبيل نمي شود. ،

برخورد قانوني براي رد اتهام تصرف عدواني چگونه است؟ ،
در مواد 158 تا 177 قانون آيين دادرسي براي رسيدگي به تصرف عدواني سه شرط ذكر شده است كه عبارتند از:
• شرط اول: سابقه تصرف خواهان
• شرط دوم: سابقه تصرف در گذشته مدعي
• شرط سوم: تصرف بدون مجوز قانوني. ،
از موارد ذكر شده اطلاع داريم كه اگر شخصي ملكي در تصرف خود داشته باشد و شخصي بدون مجوز قانوني به اجبار و اجبار در آن ملك تصرف كند، شخصي كه مالك قانوني آن مال است مي تواند به دادگاه قانوني مراجعه كند. و براي رد اتهام تصرف عدواني و طرح شكايت براي استرداد اموال خود. ،
توجه داشته باشيد كه در دعواي رد اتهام تصرف عدواني، تجديدنظرخواه فقط با اثبات تصرف قبلي خود در مال مي تواند دعوي تصرف عدواني نمايد. ،

تفاوت پرونده حقوقي و كيفري در رد اتهام تصرف عدواني چيست؟
• در مورد حقوقي تصرف عدواني، تحصيل مال متصرف قبلي ملاك نيست و فقط حصول تصرف عدواني مدعي محسوب مي شود كه دادگاه را مكلف به صدور حكم رفع تصرف عدواني مي نمايد. ،
• اما در دعواي كيفري اين گونه نيست و طبق ماده 690 براي تأمين مال شاكي است كه در اركان اصلي است و مجرم جزاي نقدي محكوم مي شود. ،

آيا سند مالكيت در دعواي اتهام تصرف عدواني نقشي دارد؟ ،
بله سند مالكيت سابقه تصرف يا بالعكس را براي اثبات آن نشان مي دهد.
مثلاً شخصي كه موجر است و بدون كسب اجازه در تصرفات مستاجر دخالت مي كند، مستاجر مي تواند با سند از موجر شكايت كند. ،

شكايت به دادگاه هاي عمومي چگونه است؟ ،
• نام و نام خانوادگي
• نام پدر
• كار
• محل اقامت

تعيين تقاضا و قيمت آن كه عبارتند از:
• مطالبه رفع تصرف و تخريب بناها و ابنيه به مبلغ ... ريال
• دستمزد ايام اشغال بر اساس ... ريال
• شامل كليه خسارات قانوني
• درخواست صدور دستور موقت

اگر شما عزيزان نيز مشكلاتي از قبيل تصرف عدواني و ... داريد بايد از وكلاي مجربي بهره مند شويد تا طبق قوانين و مقررات در رفع اتهام شما را ياري كنند. ،
پيشنهاد ويژه ما انتخاب وكلاي سامانه اينترنتي حاضر است كه از وكلاي پايه يك دادسرا مي باشند و با مراجعه به مواد شرعي كمك زيادي به شما خواهند كرد. ،


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۹ فروردين ۱۴۰۲ساعت: ۰۸:۲۴:۴۹ توسط:فرشيد زارعي موضوع: نظرات (0)

استرداد اموال منتقل شده به همسر


استرداد اموال منتقل شده به همسر
معمولا يك زندگي مشترك بر اساس اعتماد، همراهي خوب و دوستي بين دو نفر شروع مي شود. به همين دليل در مواردي مرد از سر علاقه و براي ابراز محبت، ملكي را به نام همسرش مي دهد و يا به جاي جهيزيه، مالكيت تمام يا چند دانگ خانه خود را به همسرش در محل خانه منتقل مي كند. زمان ازدواج

اما متأسفانه با اختلافات خانوادگي، برخي از زوج ها با لجبازي سعي در انتقام گرفتن و سرزنش طرف مقابل دارند. در قانون روش هاي زيادي براي انتقال ملك وجود دارد كه افراد با توجه به شرايط خود از يكي از اين راه ها براي انتقال ملك استفاده مي كنند. اما در مورد انتقال مال به زوج، غير از انتقال از طريق بيع، هبه، صلح و ارث و غيره، راه انتقال از طريق مهريه نيز وجود دارد.

در اين شرايط با پشيماني شوهر پس از انتقال مال به همسر، سوالي كه براي شوهر پيش مي آيد اين است كه آيا مي تواند سند ملك را پس از انتقال به همسرش پس بگيرد؟

مهريه چيزي است كه ارزش مالي دارد مانند سكه، نقد، مال و ... مهريه با توافق طرفين قبل از عقد تعيين مي شود و شوهر موظف است آن را پس از عقد به زن بپردازد.

در صورتي كه مهريه ملكي باشد به محض وقوع عقد قطعاً زوجه مالك آن مال مي شود و اگر مرد مال را بفروشد زن به عنوان صاحب مال مي تواند عليه او اقامه دعوي كند. مرد تحت عنوان انتقال غير مال در دادگاه و تقاضاي بطلان معامله. به ملك تبديل شود

اگر مردي مال ديگري را به عنوان مهريه زوجه خود معين كرده باشد، بايد بهاي آن را به تقاضاي زن به عنوان مهر به زوجه بپردازد.

در صورتي كه زوجين به جاي مهريه مندرج در عقد نكاح، شش دانگ يا كمتر از مالكيت ملك را به زوجه واگذار كرده باشند، ادعاي اين توافق بايد با ادله، قرائن يا اقرار و مستندات خارجي و بدون داشتن اين قرائن ثابت شود. و شواهد كمي دشوار است.

با اثبات انتقال مال به عنوان مهريه، استرداد مال به نام مرد ممكن نيست، مگر اينكه مرد بتواند ثابت كند كه مال را در قالب عقد هبه به نام زن منتقل كرده است.

انتقال مال سه دانگ به زوجه با سند رسمي
معمولاً براي انتقال ملك به نام زوجه، زوجين به يكي از دفاتر اسناد رسمي مراجعه و در قالب عقد بيع اقدام به انتقال مي كنند.

با انتقال ملك، سند رسمي و مندرجات آن براي طرفين معامله كه در اينجا زوج هستند و نمايندگان قانوني آنها لازم الاتباع است.

بنابراين ادعاي بعدي زوج مبني بر اينكه قصد وي از انتقال در اين انتقال هديه يا هر مورد ديگري بوده است در دادگاه مسموع نيست و پذيرفته نمي شود.

اگرچه دادگاه ادعاي عدم پرداخت را مي پذيرد اما مبلغ مندرج در سند رسمي قيمت معامله ملك است نه مبلغ واقعي ملك. بنابراين ادعاي اينكه قصد انتقال مال هبه يا چيز ديگري بوده و يا اينكه مال در مقابل مهريه به زن داده شده خلاف مندرجات سند رسمي است و قابل قبول دادگاه نيست.

مرد در صورتي مي تواند از زن به عنوان مطالبه وجه اقامه دعوي كند كه در موقع خريد مال سه دانگ به نام همسرش داده باشد و در عقد خريد مال به پرداخت ثمن اشاره شده باشد. به عنوان سهم زوجه و پرداخت براي مطالبه سه دانگ.

در انتقال با مبايعه نامه، مال به طور قطعي بين طرفين منتقل شده است، اما در مبايعه نامه موانعي مانند عدم مالكيت مال يا كمبود وجوه و... وجود دارد و براي اين امر وجود دارد. به همين دليل، طرفين قول مي دهند و متعهد مي شوند كه پس از رفع موانع، انتقال را تكميل كنند.

در اين شرايط اگر هر يك از زوجين در زمان خريد ملك سه دانگ سهم داشته باشند يا هر شش دانگ به نام زن خريداري شده باشد، اسناد پرداختي ثابت مي كند كه ثمن معامله توسط مرد پرداخت شده است. و زن بهاي آن را پرداخت. او براي خريد ملك پولي نداده است.

اگرچه در اين موارد درخواست استرداد مال يا ابطال سند رسمي مورد رسيدگي دادگاه قرار نمي گيرد، اما مرد مي تواند دادخواست مطالبه وجه ملك خريداري شده و وصول وجه آن را بدهد.

وكيل دعاوي مدني و مالي در تهران
با توجه به شرايط سخت استرداد اموال واگذار شده به همسر و شرايط خاصي كه براي اين كار وجود دارد، قطعا طراحي دعاوي ملكي و دعاوي مربوط به امور خانوادگي نياز به تخصص و تسلط در مباحث مختلف حقوقي دارد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۹ فروردين ۱۴۰۲ساعت: ۰۸:۲۴:۱۵ توسط:فرشيد زارعي موضوع: نظرات (0)

نكات مهم در تنظيم قرارداد نمايندگي


نكات مهم در تنظيم قرارداد نمايندگي
نمايندگي يكي از رايج ترين امور در فعاليت هاي تجاري و اقتصادي است. به اين معنا كه يك شركت يا شخص توليد كننده يا واردكننده كالا يا ارائه خدمات، تصميم مي گيرد توليد يا كالا و خدمات خود را در جاي ديگري عرضه يا بفروشد.

براي اين كار يا بايد كالا و خدمات خود را شخصاً در مكان ديگري مثلاً در شهر و كشور ديگري عرضه كند كه قطعاً كار آساني نيست و در برخي موارد بسيار دشوار است يا براي اين كار به روشي ساده تر. كه به عنوان آژانس كمك مالي شناخته مي شود. . مورد استفاده قرار گيرد
نمايندگي چيست و به چه كساني داده مي شود؟
وكالت يك رابطه قراردادي بين دو نفر با عنوان نماينده و اصيل است. طبق اين قرارداد شخصي به نام نماينده از طرف شخص ديگري به نام اصيل اقدام مي كند.

به اين ترتيب توليد كننده يا واردكننده اصلي كالا يا ارائه دهنده خدمات مي خواهد كالاها و خدمات خود را در مناطق ديگر عرضه كند. براي اين منظور با شخص ديگري قرارداد نمايندگي امضا مي كند تا كالا و خدمات خود را ارائه كند.

نماينده اين اختيار را دارد كه از طرف اصيل در محدوده معيني با اشخاص ديگري مذاكره كند يا از طرف اصيل با آنها قرارداد امضا كند. نماينده بايد به درخواست و دستور اوليه عمل كند، به او متعهد باشد و در اختيار او باشد. اگرچه عامل بر مال اصلي اختيار دارد، ولي مالك مال خود نيست.

در نمايندگي تجاري كه مفهوم خاصي از وكالت است، رابطه نمايندگي بر اساس قرارداد شكل مي گيرد، عامل تجاري كه مي تواند شخص حقيقي يا حقوقي باشد، مستقلاً به انجام معاملات تجاري يا مذاكرات يا ساير اموري كه به دنبال آن است مي پردازد. دادن آثار حقوقي اصل

انواع قراردادهاي نمايندگي
بر اساس تعداد نمايندگان، نمايندگي به انحصاري و غير انحصاري تقسيم مي شود.

در قرارداد نمايندگي انحصاري، نماينده در منطقه مورد نظر تنها شخصي است كه از طرف اصلي اقدام مي كند.

اما در نمايندگي غير انحصاري فعاليت اصلي در يك منطقه چندين نفر را تحت عنوان نماينده استخدام مي كند.

قرارداد نمايندگي فروش انحصاري
قرارداد نمايندگي فروش انحصاري يكي از مصاديق نمايندگي تجاري مي باشد. كلمه "انحصاري" در عنوان اين قرارداد به اين معني است كه نماينده تنها شخصي است كه محصولات را در قلمرو مورد توافق طرفين به فروش مي رساند.

در حال حاضر براي صاحبان كالا يا ارائه دهندگان خدمات در سطح كلان، اين نوع قرارداد راه درستي براي فروش محصولات و ارائه خدمات در ساير مناطق است.

قرارداد نماينده فروش انحصاري شامل شرايط قرارداد به همراه شرايط و جزئيات آن مي باشد.

انحصار يك جانبه و دوجانبه
از نظر نمايندگي فروش انحصاري به يك طرفه و دو طرفه تقسيم مي شود. اصيل در نمايندگي انحصاري يك طرفه بايد حوزه هاي فعاليت نماينده خود را منحصراً مشخص كند و نماينده تجاري ديگري را در آنجا به كار نگيرد.

در نمايندگي انحصاري دوجانبه محدوديت هاي بيشتري براي طرفين ايجاد مي شود به اين صورت كه اصيل علاوه بر اينكه اصيل نماينده ديگري در آن زمينه استخدام نمي كند، نماينده در انجام وظايف خود نيز محدوديت هايي دارد و نبايد ديگري را بفروشد. توليد - محصول. شركت ها آماده مي كنند

بنابراين مهم ترين شرط عقد در قراردادهاي انحصاري، تصريح به انحصار يك طرفه يا دو طرفه است و اين بند بايد در قرارداد نمايندگي انحصاري بيع به صراحت قيد شود.
قرارداد نمايندگي فروش
قرارداد نمايندگي فروش يك قرارداد غير انحصاري به نام «قرارداد نمايندگي فروش» است.

در قرارداد نمايندگي فروش، نماينده بازرگاني به عنوان نماينده شناخته مي شود و توسط اصيل براي انجام وظايف تاجر مانند فروش محصول استخدام مي شود. نماينده معمولاً فروش را به نام خود انجام مي دهد و در ازاي آن پورسانت دريافت مي كند.

اصيل بايد اطلاعات لازم در مورد فروش مانند اطلاعات محصول، قيمت، عملكرد و غيره را در اختيار نماينده قرار دهد و طبق آنچه اصيل مشخص مي كند مسئوليت فروش آن كالا يا خدمات نيز بر عهده نماينده است.

تفاوت بين قرارداد نمايندگي انحصاري و قرارداد نمايندگي فروش
در قرارداد هايي كه نمايندگي انحصاري، شخص مقابل اصلي به عنوان نماينده خويش شناخته ميشود، ولي در قرار داد هاي نمايندگي فروش محصول، نماينده توسط اصيل يا نماينده فرد استخدام ميشود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۹ فروردين ۱۴۰۲ساعت: ۰۸:۲۳:۵۰ توسط:فرشيد زارعي موضوع: نظرات (0)

يك وكيل شخص ثالث


يك وكيل شخص ثالث
يكي از دعاوي مهمي كه امروزه در محاكم قضايي مطرح مي شود، دعواي ورود شخص ثالث است. با توجه به اينكه انواع دعاوي معمولاً با حضور دو طرف انجام مي شود و حضور اشخاص ديگري از قبيل وكيل، وصي، وراث و ... منوط به حضور اين دو طرف است، در صورتي كه غير از اين دو طرف و افراد باشد. كه تحت تكفل دو طرف اصلي هستند در صورتي كه بخواهد به عنوان ذي نفع وارد دعوا شود به عنوان شخص ثالث وارد دعوا مي شود.

به همين دليل در اين ماده كه توسط گروه وكلاي دادگستري ارائه شده است، در خصوص عبارات مربوط به ثالث از قبيل: جلب ثالث، ورود ثالث، اعتراض ثالث و وكيل شخص ثالث توضيحات لازم جهت آشنايي خوانندگان محترم با اين اصطلاحات حقوقي ارائه گرديد.

به طور كلي عبارت ثالث در سه نوع دعوي به كار مي رود كه عبارتند از: دعواي ورود ثالث، دعواي تجديدنظرخواهي ثالث و دعواي اعتراض ثالث و مقررات و تشريفات هر يك از اين دعاوي متفاوت است. از ديگري

ادعاي ورود شخص ثالث
مطابق ماده 130 قانون آ.د.م، اگر شخص ثالثي مستقلاً ادعاي حقي در موضوع دعواي اصلي كند يا خود را منتفع حق يكي از طرفين بداند، مي‌تواند قبل از پايان جلسه اول، وارد دعوا شويد چه رسيدگي در مرحله اوليه باشد چه در مرحله تجديدنظر. اين دادخواست بايد به دادگاه محل رسيدگي تقديم شود و خواهان قصد خود را به صراحت اعلام كند.

شخص ثالث يا وكيل وي كه دادخواست ورود شخص ثالث را ثبت مي كند بايد كليه تشريفات قانوني را انجام دهد.

پس از انجام تشريفات و ثبت دادخواست ورود ثالث، موضوع از طريق ابلاغ به اطلاع طرفين دعوي مي رسد و همزمان با دعواي اصلي به اين دادخواست رسيدگي مي شود.

ادعاي سوم
دعواي ثالث زماني اتفاق مي افتد كه خواهان يا خوانده در جريان رسيدگي به دعوي متوجه شود كه با آوردن شخص ديگري كه شخص ثالث در دعوي است كه در اصطلاح حقوقي ثالث ناميده مي شود و در معامله دخيل بوده است. مي تواند دعوي را به نفع خود تمام كند.

به همين دليل شاكي يا خوانده دادخواستي را براي جلب ثالث به دادگاه تقديم مي كند تا بتواند براي حل مشكل خود چاره انديشي كند.

دلايل جذب ثالث بايد قبل از پايان اولين جلسه رسيدگي انجام شود و متقاضي 3 روز فرصت دارد دادخواست ثالث را به دادگاه تقديم كند در غير اين صورت دادگاه به اين درخواست رسيدگي نخواهد كرد.

با توجه به اينكه هر يك از مراحل دادرسي مانند مرحله بدوي يا تجديدنظر، مرحله جداگانه اي محسوب مي شود، بنابراين در هر مرحله قبل از پايان اولين جلسه، مي توان براي جلب ثالث دادخواست دادخواست دادرسي كرد.

دخالت شخص ثالث در پرونده هاي حقوقي يكي از حقوق طرفين پرونده محسوب مي شود و نوعي دعوت به حضور و ورود شخص ديگري در روند رسيدگي بدون اجبار و اجبار است.

لازم به ذكر است كه دادگاه نمي تواند بدون تقاضاي يكي از طرفين يا هر دو طرف، دادخواست جلب ثالث ارائه كند. به طرفي كه شخص ثالث را جذب مي كند جالب و به شخص ثالثي كه جذب مي شود مجلل مي گويند.

پس از خاتمه دادخواست جلب ثالث، رسيدگي مانند دادرسي اصلي انجام مي شود و شخص ثالث متهم محسوب مي شود. در نهايت ممكن است پرونده داراي دو محكوم يا دو محكوم باشد.

شرايط جلب ثالث در دعوا
دعواي ثالث دعواي اصلي نيست اما به عنوان دعواي فرعي از حيث رسيدگي تابع دعواي اصلي است.

خواهان و خوانده يا ساير اصحاب دعوا مي توانند از دادگاه تقاضاي جلب ثالث نمايند. حتي خود شخص ثالث نيز مي تواند در جريان دعوا تقاضاي جلب شخص ثالث ديگري را بنمايد.

براي شكايت شخص ثالث بايد شرايط زير وجود داشته باشد:

دعواي ثالث منشأ همان دعواي اصلي يا مربوط به دعواي اصلي است
جالب بايد يكي از طرفين دعوي باشد
دلايل و جهات قانوني جذب شخص ثالث و ارتباط آن با پرونده بايد قبل از خاتمه اولين جلسه بيان شود.
دادخواست و معرفي شخص ثالث بايد حداكثر تا 3 روز پس از اولين جلسه رسيدگي انجام شود
پرونده اصلي همچنان در جريان است
درخواست تجديدنظر شخص ثالث را تنظيم كنيد
براي تهيه و نوشتن دادخواست جذب شخص ثالث بايد نكات مهمي رعايت شود. دادخواست بر روي برگه چاپي مخصوص نوشته شده و رعايت اين نكات الزامي است:

استفاده از كلمات و جملات واضح، واضح و بدون ابهام در تنظيم دادخواست
شرح كامل طرفين دعوي
اگر وكيل داريد مشخصات وكيل را وارد كنيد
تقاضا و قيمت آن در صورت مالي بودن و امكان تعيين قيمت تقاضا
شماره سريال فايل را ذكر كنيد
درج دلايل و مدارك و ضمائم دادخواست


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۹ فروردين ۱۴۰۲ساعت: ۰۸:۲۳:۱۴ توسط:فرشيد زارعي موضوع: نظرات (0)

وظايف وكيل مالياتي چيست؟


وظايف وكيل مالياتي چيست؟
امروزه با افزايش انواع مشاغل و توسعه جوامع و نياز دولت ها به اخذ ماليات بر تعداد مطالبات مالياتي نيز افزوده شده و افراد بيشتري به دنبال وكيل مالياتي هستند.
ماليات درصد معيني از درآمد اشخاص حقيقي و حقوقي است كه طبق قانون براي تامين بودجه و منابع مالي اداره جامعه توسط دولت تعيين و وصول مي شود.

ماليات انواع مختلفي دارد از جمله: ماليات بر درآمد، ماليات بر درآمد حقوق، ماليات بر درآمد دارايي، ماليات بر درآمد مشاغل، ماليات بر درآمد كشاورزي، ماليات اجاره، ماليات نقل و انتقال املاك، ماليات بر اموال متوفي و غيره. ماليات ها و اشخاص مشمول و معاف از ماليات ماليات ها در قانون ماليات هاي مستقيم مشخص شده است.
وكيل مالياتي به عنوان فردي كه با قوانين مالياتي و ساير قوانين و مقررات مرتبط مانند مقررات و نامه هاي مالياتي آشنا بوده و در اين زمينه تخصص دارد مي تواند به موكل خود در اين زمينه مشاوره دهد. بهترين راه ها را پيش روي او قرار دهيد.

بهترين وكيل يا مشاور مالياتي وكيلي است كه به خوبي از قوانين مالياتي جديد آگاه باشد و اطلاعات خود را دائما به روز كند.
بنابراين افراد در انتخاب وكيل علاوه بر تخصص بايد به تجربه وكيل نيز توجه داشته باشند. انتخاب وكيل مالياتي مناسب مي تواند از ضرر و زيان موكل جلوگيري كند.

وظايف وكيل مالياتي چيست؟ باشد تا بتواند بهترين مشاوره و راهكارها را به موكل خود ارائه دهد. رجوع به قوانين شود.

بنابراين يكي از وظايف مهم وكيل مالياتي آگاهي از آخرين تغييرات قوانين مالياتي است. يكي ديگر از وظايف مهم وكيل مالياتي وكالت در پرونده هاي ماليات بر ارزش افزوده و ارائه مشاوره حقوقي در انواع پرونده هاي مالياتي است.

اعتراض به برگ تشخيص ماليات، تنظيم و تنظيم اظهارنامه مالياتي، تنظيم و تنظيم لوايح اعتراض مالياتي و دفاع از اظهارنامه مالياتي و حقوق موكل در هيأت هاي حل اختلاف مالياتي، اعتراض به تصميمات هيأت بدوي و تجديدنظر در دعاوي مالياتي. . يكي از وظايف وكيل مالياتي است.
وكيل مالياتي مي تواند در مورد امور مربوط به حسابرسي، ماليات عملكرد، ارزش افزوده و بيمه اظهار نظر كند و با تنظيم صورتحساب هاي ويژه در اين موارد از ابهامات ايجاد شده در مورد موكل خود دفاع كند.
و در مواقع لزوم اقدامات لازم را در زمينه تامين انجام دهد. مشاوره و نمايندگي و نظرات حقوقي.

فردي كه داراي پرونده مالياتي است و يا براي انجام امور مالياتي خود نياز به مشاور مالياتي دارد مي تواند به راحتي با انتخاب وكيل مالياتي در زمان و هزينه خود صرفه جويي كرده و از بسياري از مشكلات جلوگيري كند.
وكيل مالياتي با بررسي صورت هاي مالي شركت مي تواند با ارائه راهكارهاي قانوني مالياتي، پرداخت ماليات شركت را به حداقل برساند و يا در مواردي كه امكان دارد از روش هاي معافيت مالياتي استفاده كند. در حال حاضر با توجه به سختگيري هايي كه در زمينه وصول ماليات و قوانين مالياتي اعمال مي شود، توصيه مي شود اشخاص حقيقي و حقوقي مشمول ماليات حتما از وكيل يا مشاور حقوقي استفاده كنند تا در اين زمينه با مشكل مواجه نشوند.

مشاور مالياتي در شركت مي تواند آموزش هاي لازم و اطلاعات كافي را به مديران مالي ارائه دهد تا صورت هاي مالي شركت به درستي تنظيم شده و مشمول اتهامات كيفري مانند فرار مالياتي يا جريمه هاي مالياتي نباشد.
انتخاب وكيل مالياتي
در حال حاضر با توجه به پيچيدگي هاي قوانين مالياتي و افزايش اين قوانين و مقررات، دريافت مشاوره حقوقي مالياتي يكي از ضروريات مشاغل و شركت ها تلقي مي شود، به همين دليل بايد در انتخاب وكيل مالياتي دقت لازم از سوي افراد به عمل آيد. تا مشكلي پيش نيايد ايجاد نكنيد


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۹ فروردين ۱۴۰۲ساعت: ۰۸:۲۲:۲۸ توسط:فرشيد زارعي موضوع: نظرات (0)

فروش مال غير و دادخواست ابطال سند


فروش مال غير و دادخواست ابطال سند

فروش مال يكي ديگر از راه هايي است كه شخص مال غير خود را مي فروشد و آن را به ديگري مي فروشد. فروش مال غير داراي شرايط مختلفي است و نحوه انتقال بيع تاثيري در ميزان جرم نخواهد داشت.

مثلاً اگر شخصي پولي را كه مالك آن نيست با ديگري مبادله كند و در ازاي آن كالايي دريافت كند، باز هم مرتكب جرم فروش مال ديگري مي شود. لازم به ذكر است كه در زمينه ارتكاب جرم، شرايط خاصي وجود دارد كه ممكن است مانع از مجازات فرد شود. در ادامه به بررسي اين شرايط و نقش سوء نيت در فروش مال ديگران مي پردازيم.
نقش سوء نيت در نقل و انتقال ملك چيست؟
در جريان بررسي بيع مال غير و دادخواست ابطال سند آن با عبارت «معامله پر سر و صدا» مواجه مي شويد. معامله پر سر و صدا در واقع به نيت بد افراد مربوط مي شود. به عبارت ديگر، اگر فروشنده مال نيت بدي داشته باشد و قصد آسيب رساندن به صاحب اصلي مال را داشته باشد، مرتكب معامله متقلبانه شده است. در اين صورت مالك اصلي ملك مي تواند به مراجع قانوني مراجعه و از فروشنده شكايت كند. در اين صورت مقامات قضايي فرد خاطي را مجازات خواهند كرد.

اما در مواردي ممكن است شخص بدون اطلاع و بدون سوء نيت مال ديگري را بفروشد. مثلاً زمين قديمي را كه فكر مي كرد مالك آن است بفروشد. در اين صورت مراجع قضايي و قضايي فروشنده را مجرم شناخته و او را مجازات نمي كنند.
مواظب باشيد در صورت عدم سوء نيت باز هم اين عمل معامله محتاطانه محسوب مي شود ولي شامل جرم فروش مال غير نمي شود. در زمينه فروش مال غير ملكي و معاملات متقلبانه به شخصي كه مالك اصلي مال فروخته شده است «غيرمالك» و خريدار را «اصيل» مي گويند. در اين معاملات به فروشنده و خاطي «نوب» نيز گفته مي شود.

دادخواست ابطال سند در زمينه فروش ملك غير از:
دقت داشته باشيد كه ابطال سند بدون درخواست و دادخواست مربوط به آن در زمينه بيع ملك امكان پذير نمي باشد. در نتيجه براي رسيدگي به اين موضوع در زمينه فروش مال غير، بايد دادخواست ابطال سند از طرف شاكي به مراجع قضايي رسيده باشد. در غير اين صورت هيچگونه اقدامي از سوي مراجع قضايي صورت نخواهد گرفت.

در نتيجه اين موسسات صرفاً به مواردي از قبيل مجازات مجرم بر اساس قانون مجازات اسلامي، رد مال و ... مي پردازند كه در نتيجه دادخواست ابطال سند در اين زمينه بسيار حائز اهميت است و تصميم و تصميم گيري اقدامات دادگاه بر اساس اين دادخواست تعيين خواهد شد.

فروش اموال غير منقول يا غيرمنقول:
در صورتي كه مال فروخته شده در رديف اموال منقول قرار گيرد، طبق قانون مجازات اسلامي، دادگاه حكم به رد مال صادر مي كند.
اما در صورتي كه موضوع انتقال مربوط به مال غيرمنقول باشد، دادگاه حكم به مجازات مقصر و رد مال صادر مي كند و دستور خلع يد را نيز صادر مي كند. ضمناً چنانچه اين موضوع در زمينه انتقال با سند رسمي باشد، دادگاه نيز مي تواند رأي به ابطال سند صادر كند.
انتقال غير مال با سند جعلي:
در برخي موارد ممكن است كه فروشنده سند جعلي تهيه كرده باشد. در اين موارد مراجع قضايي ضمن بررسي پرونده هاي مربوط به جرم فروش مال غير، سند تنظيم شده را نيز بررسي مي كنند.

در اين موارد دادگاه و مراجع قضايي پس از رسيدگي سند مجعول را باطل مي كنند و مجازات جعل سند را نيز براي متخلفان در نظر مي گيرند. دقت داشته باشيد كه ابطال سند توسط دادگاه و مراجع قضايي منوط به دادخواست خواهان بوده و بدون اين دادخواست اقدامي از سوي خواهان انجام نخواهد شد.
جرم فروش كالا غير از:
جرم فروش مال غيرمالي شامل يك تا هفت سال حبس و پرداخت جزاي نقدي و رد مال است. اما اگر اين جرم توسط كارمندان دولت انجام شده باشد، فرد خاطي براي هميشه از كار در اماكن دولتي منع مي شود.
ماده ۲۳۸ قانون مجازات عمومي مربوط به جرم بيع است. طبق اين مقاله:

كسي كه مال ديگري را با علم به اينكه به نحوي مستقيم يا منفعت بدون اجازه قانوني مال ديگري است انتقال دهد، كلاهبردار محسوب مي شود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۹ فروردين ۱۴۰۲ساعت: ۰۸:۲۲:۰۳ توسط:فرشيد زارعي موضوع: نظرات (0)

فروش اموال غير در ارث


فروش اموال غير در ارث
بيع مال غير ارثي عبارت است از انتقال غيرقانوني مال مشاع قبل از تقسيم تركه. حال اگر يكي از ورثه مال ديگري را بدون اجازه ساير ورثه بفروشد مرتكب جرم شده است. در اموال مشاع كه نوعي سهم الارث است، همه ورثه و شركا در قسمت آن يك سهم دارند.
فروش اموال غير ارثي و هرگونه انتقال آن بايد با اطلاع و رضايت كليه شركاء انجام شود.

اقدامات مهم در صورت فروش اموال غير ارثي
در صورت فروش مال غير ارثي، ورثه مي توانند از فروشنده به جرم فروش مال موروثي شكايت كنند. حال اگر فروشنده متعلق به يكي از وراث باشد، ورثه مي توانند از او شكايت كنند. در مرحله بعد وراثي كه ملك آنها منتقل شده است بايد ظرف يك ماه مالكيت خود را ثابت كنند.
مرحله بعدي در صورت فروش اموال غير ارثي، شكايت كيفري و ارائه آن به مراجع قضايي است. دادخواست تقديمي بايد همراه با اسناد و مدارك مرتبط و قابل توجه دادگاه باشد
نكات مهم در مورد جرم فروش مال غير ارثي
جرم فروش مال غير ارثي از جرايم غير قابل گذشت است. بايد گفت اين جرم از نظر عمومي و خصوصي بررسي مي شود. اگر يكي از وراث نسبت به ساير ورثه جرمي را مطرح كند و پس از صدور حكم ببخشد، جنبه عمومي آن از بين نمي رود.
نكته مهم ديگر در مورد جرم فروش مال غير ارثي همين است. وراثي كه مرتكب جرم فروش مال ديگري شده اند بايد بدانند كه متعلق به ساير ورثه است. اگر از اين موضوع اطلاعي نداشته باشند، مرتكب جرم نشده اند. زيرا در اين صورت عنصر رواني و سوء نيت كه از اركان جرم هستند رخ نداده است
نكته: يكي از مشكلات عمده و رايج خريد املاك موروثي مربوط به فروش اموال غير ارثي است. براي اينكه ملك موروثي بدون مشكل فروخته شود، رضايت همه وراث لازم است. اگر يكي از ورثه اقدام به انتقال مال موروثي كند مرتكب جرم انتقال مال غير ارثي مي شود.
اقدام به فروش اموال موروثي توسط وكيل
براي جلوگيري از فروش اموال غير ارثي، در صورت عدم حضور يك يا همه وراث، وكيل يا نماينده قانوني آنها بايد حضور داشته باشد. لازم به ذكر است وكلا و نمايندگان قانوني وراث بايد داراي وكالت نامه معتبر و رسمي باشند. هرگونه وكالت نامه و معرفي نامه دست نويس يا شفاهي قابل قبول نمي باشد.
وكالتنامه بايد كاملا قانوني و در دفاتر اسناد رسمي ثبت شده باشد. در وكالتنامه دو اختيار براي وكيل ورثه مشخص شده است. جواز فروش مال غير موروثي و اجازه وصول وجه دو اختياري است كه در وكالت نامه وكيل در نظر گرفته شده است.

حكم به فروش اموال غير ارثي بدون اذن ورثه
فروش حصه الارث بدون اذن يك يا همه ورثه از مصاديق بارز فروش مال غير ارث است. هرگونه فروش يا انتقال در اين زمينه باطل بوده و جنبه قانوني ندارد
فروش اموال غير ارثي و سهام الارث ساير وراث بدون اجازه ساير وراث قطعاً كلاهبرداري محسوب مي شود. به اين نوع جرايم در خصوص فروش اموال غير ارثي طبق قانون كيفري رسيدگي مي شود. در صورت اثبات جرم، مجرم به يك سال حبس محكوم مي شود

علاوه بر مجازات حبس، جزاي نقدي معادل ارزش مال براي وي در نظر گرفته شده است. معمولاً مدت زندان براي مجرم از 1 تا 12 ماه متغير است. مدت حبس با توجه به نوع جرم ارتكابي مجرم در نظر گرفته مي شود.
تبصره: در صورتي كه خريدار مال موروثي آگاه باشد كه مال خريداري شده مال ديگري است، شريك جرم محسوب مي شود.
دلايل مهم اثبات جرم انتقال مال غير ارثي
براي اثبات جرم فروش مال غير ارثي، ارائه دليل و ادله مستند ضروري است. اولين شرط اثبات جرم در اين موضوع، اثبات وراثت مال است. به اين معني كه شاكي يا شاكيان بايد بتوانند موروثي بودن مال را ثابت كنند
دليل ديگر براي اثبات جرم اين است. فروشنده مال با قصد قبلي و به قصد ضرر رساندن به ساير ورثه چنين عملي را انجام داده است. همچنين اراده و خواست قلبي فروشنده از ديگر دلايل اثبات جرم مربوطه است. يعني شخصي مال ارثي را به اختيار خود و بدون اجبار فروخته است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۹ فروردين ۱۴۰۲ساعت: ۰۸:۲۱:۳۴ توسط:فرشيد زارعي موضوع: نظرات (0)

چگونه مي توان فروش مال ديگري را ثابت كرد؟


چگونه مي توان فروش مال ديگري را ثابت كرد؟
فروش اموال ديگر در قانون جرم انگاري شده است. هر گاه شخصي خود را به جاي صاحب ملكي معرفي كند و اقدام به فروش آن مال كند، نسبت به مال ديگري جرم واقع شده است. براي اثبات اين جرم دلايل و شواهد زيادي لازم است.

لازم به ذكر است كه دعاوي اقامه شده براي اثبات بيع مال دعواي كيفري نيست. در قانون مجازات اسلامي براي دعاوي كيفري در صورت اثبات مجازات در نظر گرفته شده است. ارائه اسناد و مدارك مربوطه به دادگاه موجب تسريع در روند دادخواست اثبات جرم مي شود.

دلايل مهم براي اثبات فروش مال غير
يكي از مهمترين دلايل اثبات بيع ملك، عدم اثبات مالكيت ملك مورد نظر است. شاكي مالكي است كه شخص ديگري از جرم ارتكابي عليه مال خود مطلع شده و براي استيفاي حق خود شكايت كرده است. به طور كلي ادله و دلايل اثبات وقوع چنين جرمي موارد بسياري را شامل مي شود.
هرگونه سند مكتوب و غير مكتوب، متن پيام حاوي اطلاعات فروش مال ديگري از دلايل اثبات اين جرم است. شهادت شهود مبني بر جعلي بودن سند و ارائه سند جعلي براي جلب اعتماد خريدار از ديگر دلايل اثبات جرم مربوطه است. يكي ديگر از دلايل اثبات جرم، فروش مال بدون ارتكاب جرم است. يعني صاحب ضرر كرده است.

بنابراين شخص مرتكب جرم بايد اين عمل را به قصد ضرر رساندن به مالك انجام داده باشد. براي اثبات جرم مربوط به فروش مال ديگري بايد ثابت شود كه شخص با اراده خود چنين عملي را انجام داده است. اجبار و فشار شخص ديگري براي انجام اين عمل موجب مجرميت مرتكب نمي شود.
اركان جرم فروش مال غير
جرم فروش مال غير مالكانه داراي 3 ركن مهم و اساسي است;

عنصر قانوني
ركن قانوني جرم بيع مال غير در چندين ماده قانوني مورد بررسي قرار گرفته است. در اين مواد قانوني، عمل جرم اعلام شده و مجازات هايي براي آن در نظر گرفته شده است.

عنصر مادي
انتقال مال به غير از مالك به منظور منفعت و استفاده مادي ركن مادي جرم را تشكيل مي دهد. در نقل و انتقال و فروش مال غير، مجرم بدون داشتن قرارداد و يا مجبور كردن مالك به تأمين مال خود، مال را مي فروشد.

عنصر معنوي
فروش عمدي مال ديگري و سوء نيت از عوامل روحي و رواني اين جرم است. اين بدان معناست كه مجرم بايد ابتدا قصد انجام كار را داشته باشد. نقشه و قصد قبلي از انجام اين كار باعث مي شود كه فرد مقصر شناخته شود.
انتقال ساير اموال در ملك مشاع
فروش ساير اموال در املاكي كه مشاع و داراي چند مالك هستند بايد با اطلاع همه مالكان انجام شود. به اين معني كه افراد حق انتقال سهام ساير شركا را علاوه بر سهم خود بدون رضايت آنها نخواهند داشت. در قانون اين عمل جرم و از مصاديق انتقال مال معرفي شده است.
فروش اجناس غير از وسايل نقليه
فروش اموال غير از وسايل نقليه جزء انتقال اموال منقول محسوب مي شود. در اين نوع اموال بدون آسيب رساندن به ملك قابل جابه جايي است. در صورتي كه خريدار از نقل و انتقال ملك اطلاع نداشته باشد و اقدام به خريد آن مال نمايد به جرم معاونت در جرم مجرم شناخته مي شود.

نكته جالب در مورد فروش كالاهاي غير از وسايل نقليه اين است. در صورتي كه مالك وسيله نقليه ظرف يك ماه پس از اطلاع از فروش خودرو، اظهارنامه مالكيت خود را به خريدار تسليم نكند. او همچنين به عنوان شريك جرم نيز شناخته مي شود.

تفاوت بيع كالاي ديگر با معامله فضولي
در معامله فضولي، فروشنده قصد صدمه به مالك را ندارد. گاهي ممكن است ملك را به قصد سود بيشتر براي مالك بفروشد. در صورتي كه در نقل و انتقال و فروش مال ديگري، فروشنده بخواهد كه مالك به قصد قبلي متضرر شود. در اين نوع معامله، فروشنده خود را مالك معرفي مي كند و ملك را مي فروشد
اهميت استفاده از وكيل در دادخواست براي اثبات انتقال مال غير
اثبات جرم فروش اموال غيرمالك فرآيندي طولاني و نسبتاً پيچيده است. بنابراين مردم عادي به دليل عدم آشنايي با مراحل قانوني روند دادخواست دچار سردرگمي مي شوند. بنابراين براي انجام صحيح و منطقي كار بهتر است از يك وكيل مجرب در اين زمينه استفاده كنيد. ضمناً مردم به دليل مشغله كاري امكان حضور در تمامي جلسات دادگاه را ندارند و با حضور وكيل اين مشكل برطرف مي شود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۹ فروردين ۱۴۰۲ساعت: ۰۸:۲۱:۰۶ توسط:فرشيد زارعي موضوع: نظرات (0)

مدارك لازم جهت مطالبه وجه با پرينت بانكي


مدارك لازم جهت مطالبه وجه با پرينت بانكي
دنياي امروز دنياي پر رمز و راز است و با توجه به فناوري هاي موجود و پيشرفت راه هاي مبادله كالا و پيشرفت ارتباطات و معاملات، نياز به شناخت اين راه ها ضروري و ضروري به نظر مي رسد. علاوه بر شناخت راه ها، بايد راه مقابله با آنها را نيز شناخت.

مطالبه وجه با صورت حساب بانكي يكي از اين موارد است. با توجه به مكانيزه بودن روش هاي انتقال وجه و ثبت هر حواله در بانك، اگر اشتباهي عمدي يا غيرعمد رخ داده باشد، مي توانيد با مراجعه به بانك و درخواست حواله هاي ثبت شده، كل تاريخچه حواله ها را مشاهده كنيد. اگر اشتباهي رخ داده باشد با مراجعه به دادگاه و طرح دعوي مي توان اشتباهات را پيگيري و نسبت به رفع آن اقدام كرد.

طبق ماده ۲۶۵ قانون مدني در مورد مطالبه وجه با پرينت بانكي؛ اگر به كسي پول يا پولي داده شود، به اين معناست كه به آن شخص بدهكار است و نشانه پرداخت دين است. در غير اين صورت، هيچ كس پول يا پولي را به شخص ديگري پرداخت نخواهد كرد. اگر شخص بخواهد وجه پرداختي را پس دهد بايد ثابت كند كه پول پرداخت شده براي قرض بوده يا براي آن عقد قرض وجود دارد و براي پرداخت بدهي نبوده است، در غير اين صورت نمي تواند آن را از كسي كه پول به او داده است پس بگيرد. داده شده بود.

ادعاي پرداخت با صورت حساب بانكي چيست؟
در مورد مطالبه وجه با صورت حساب بانكي نيز بايد گفت كه گاهي ممكن است شخصي مبلغي را از شخص ديگري مطالبه كند و بدهكار بدهي خود را نپردازد يا تمايلي به پرداخت بدهي خود نداشته باشد. حال اگر طلبكار بخواهد از طريق قانون آن حق را مطالبه كند در اين صورت طلب او را مطالبه وجه مي گويند.

اگر اين كار را از طريق دادگاه انجام دهد و دادخواستي بدهد تا بتواند حق خود را بگيرد به آن دعوي پرداخت مي گويند. و در صورتي كه اين انتقال وجه از طريق بانك بوده و پرينت بانكي نيز وجود داشته باشد مي تواند با مطالبه وجه با پرينت بانكي دادخواست آن را بدهد.
لازم به ذكر است كه اگر مبلغ درخواستي كمتر از بيست ميليون تومان باشد در صلاحيت شوراي حل اختلاف و اگر بيش از بيست ميليون تومان باشد در صلاحيت دادگاه است. همينطور كسي كه به ديگري قرض داده و بخواهد بدهي او را پس بگيرد.

فقط همين شخص مي تواند به عنوان مدعي اصلي اقامه دعوي كند.

در صورت فوت شاكي چگونه مي توان با صورت حساب بانكي وجه را مطالبه كرد؟
در صورت فوت مدعي اصلي، اولياي دم بايد ابتدا براي صدور گواهي حصر انحصار به شوراي حل اختلاف مراجعه كنند. وراث وي پس از طي مراحل قانوني و صدور گواهي انحصار وراثت مي توانند اقامه دعوي كنند. و دادخواستي مبني بر مطالبه پرداخت با پرينت بانكي ارائه كرده و يا طلبكار مي تواند وكالت وكالت را داشته باشد (وكالت محضري قابل قبول نمي باشد) موضوع را پيگيري خواهند كرد.

دادگاه صالح براي رسيدگي به ادعاي وجه با چاپ بانكي
با توجه به اينكه مطالبه وجه مربوط به اموال منقول (اموال قابل نقل و انتقال) است. دادگاه صالح براي رسيدگي به اين گونه دعاوي، دادگاهي است كه خوانده در آن مستقر است، اما رسيدگي به اين دعاوي بر اساس ماهيت آنها دادگاهي عمومي و قانوني است.

ميزان هزينه حقوقي دعواي مطالبه وجه با پرينت بانكي
با توجه به اينكه اين نوع مطالبات مربوط به دعاوي مالي است. هزينه آنها بستگي به ميزان مطالبه آنها دارد كه در مراحل مختلف دادگاه نيز هزينه هاي متفاوتي دارد. به اين ترتيب در مرحله دادخواست بدوي براي مطالبه وجه با پرينت بانكي 3.5 درصد ارزش مطالبه به دادگاه واريز شد و در مراحل تجديدنظرخواهي، تجديدنظرخواهي و اعاده دادرسي مبلغ 4.5 درصد. ارزش خواسته بايد به دادگاه پرداخت شود.

مدارك لازم جهت مطالبه وجه با پرينت بانكي
در اين صورت با توجه به اينكه مدارك پرينت بانكي و صحت حواله موجود است. بايد ثابت شود كه اين انتقال به صورت استقراض بوده و براي پرداخت بدهي نبوده است. بدين منظور مي توان دستنوشته اي را با امضاي خوانده به عنوان سند معتبر به دادگاه تسليم كرد. يا دو شاهدي كه به حقيقت امر شهادت دهند. يا اسناد ديگري كه ثابت كند پرداخت به صورت استقراض بوده است. لازم و ضروري است كه به دادگاه ارائه شود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۹ فروردين ۱۴۰۲ساعت: ۰۸:۲۰:۲۵ توسط:فرشيد زارعي موضوع: نظرات (0)